Toggle stanza 1
ما امید از دوست ببریدیم و رفت
1

ما امید از دوست ببریدیم و رفت

هجر را بر وصل بگزیدیم و رفت

2

داغ بی یاری و درد بیدلی

آن همه بر خود پسندیدیم و رفت

3

شب همه شب گه به پهلو گه به سر

گرد کوی دوست گردیدیم و رفت

4

دستبوس دوست بر نامد ز دست

پاسبان را پای بوسیدیم و رفت

5

چون ندیدم آب روی خویش را

روی خود بر خاک مالیدیم و رفت

6

دولت دیدار چون روزی نشد

آن در و دیوار را دیدیم و رفت

7

شد گریبانگیر جامی درد عشق

دامن از وی نیز درچیدیم و رفت

Sources

Persian text source: Ganjoor