Toggle stanza 1
آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت
1

آن نه خط است که گرد رخ زیباش گرفت

دل ما سوخت بسی دود دل ماش گرفت

2

طوطیانند فرو برده به شکر منقار

یا خط سبز لب لعل شکرخاش گرفت

3

نقش پابوس ویم نیست همین بس که چو شد

در رهش سوده تنم نقش کف پاش گرفت

4

نه دل است این به برم بلکه دلم از غم عشق

شد جدا قطره ای از خون جگر جاش گرفت

5

گفت دامان وصالت بنهم بر کف و رفت

اشک من گوشه دامان به تقاضاش گرفت

6

ساقی امروز به نقدم قدحی چند بده

رغم آن را که غم نسیه فرداش گرفت

7

دل در آن زلف سیه شد بگسل جامی ازو

بر حذر باش ز دیوانه که سوداش گرفت

Sources

Persian text source: Ganjoor