Toggle stanza 1
آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست
1

آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست

رشته جان مرا در شکن موی تو بست

2

طعنه بر طوطی طبعم مزن از کم سخنی

که بر او راه سخن لعل سخنگوی تو بست

3

لله الحمد که جان معتکف حضرت توست

گرچه تن بار اقامت ز سر کوی تو بست

4

هیچ شب دیده نبندم من غمدیده به خواب

چون کنم خواب مرا نرگس جادوی تو بست

5

خانه صبر من آن روز برانداخت فلک

که بدین قاعده طاق خم ابروی تو بست

6

نافه کز خون جگر پروردش آهوی چین

در دلش خون گره از نکهت گیسوی تو بست

7

می دهد زینت بازار سخن جامی را

نخل نظمی که به وصف قد دلجوی تو بست

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…