غزل شمارهٔ 222
Toggle stanza 1آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست
11
آن که بر گل گره از جعد سمن بوی تو بست
رشته جان مرا در شکن موی تو بست
22
طعنه بر طوطی طبعم مزن از کم سخنی
که بر او راه سخن لعل سخنگوی تو بست
33
لله الحمد که جان معتکف حضرت توست
گرچه تن بار اقامت ز سر کوی تو بست
44
هیچ شب دیده نبندم من غمدیده به خواب
چون کنم خواب مرا نرگس جادوی تو بست
55
خانه صبر من آن روز برانداخت فلک
که بدین قاعده طاق خم ابروی تو بست
66
نافه کز خون جگر پروردش آهوی چین
در دلش خون گره از نکهت گیسوی تو بست
77
می دهد زینت بازار سخن جامی را
نخل نظمی که به وصف قد دلجوی تو بست
Sources
Persian text source: Ganjoor

