Toggle stanza 1
مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست
1

مشکین خطی که روز رخش را شب آمده ست

جان من است خطش ازان بر لب آمده ست

2

حرفی که کلک حسن به رویش نوشته بود

از مشک ناب و عنبرتر معرب آمده ست

3

شاید که جان نهم لقب قالبش ز لطف

جانی ولی که جان منش قالب آمده ست

4

یوسف چه خانمش که به هر جا نموده روی

صد یوسفش اسیر چه غبغب آمده ست

5

در چشم پر سرشک چو رویش فکنده عکس

خورشید را مقارنه با کوکب آمده ست

6

هر گه ز باد برقع زلفش شود نگون

گوید فلک که منزل مه عقرب آمده ست

7

طفلان سبق ز لوح جمالش گرفته اید

هرگه جبین گشاده سوی مکتب آمده ست

8

چوگان به کف سواره به میدان چو کرده عزم

صد سر چو گوی زیر سم مرکب آمده ست

9

جامی مدام مشربه ای از شراب پر

بر رغم مدعی که تنک مشرب آمده ست

Sources

Persian text source: Ganjoor