Toggle stanza 1
لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
1

لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است

گویی ازکان آتشین لعلی برون افتاده است

2

نی غلط کردم که از سوز درون کوهکن

شعله در دامان کوه بیستون افتاده است

3

چون رهم از زلف مشکینت که در هر حلقه اش

صد دل دانا به زنجیر جنون افتاده است

4

روزم از بی مهریت شب گشت و آن شب را شفق

بر رخ زردم سرشک لاله گون افتاده است

5

بار هجران تو چون سنجم که این بار گران

از ترازوی قیاس من فزون افتاده است

6

دل که می تابد بر او رویت ز راه دیده هست

خانه ای کز روزن آن مه درون افتاده است

7

طوقداران غمت گردنکشان عالمند

در میان آن همه جامی زبون افتاده است

Sources

Persian text source: Ganjoor