غزل شمارهٔ 69
Poet: Jami
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ونافتادهاست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
11
لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است
گویی ازکان آتشین لعلی برون افتاده است
22
نی غلط کردم که از سوز درون کوهکن
شعله در دامان کوه بیستون افتاده است
33
چون رهم از زلف مشکینت که در هر حلقه اش
صد دل دانا به زنجیر جنون افتاده است
44
روزم از بی مهریت شب گشت و آن شب را شفق
بر رخ زردم سرشک لاله گون افتاده است
55
بار هجران تو چون سنجم که این بار گران
از ترازوی قیاس من فزون افتاده است
66
دل که می تابد بر او رویت ز راه دیده هست
خانه ای کز روزن آن مه درون افتاده است
77
طوقداران غمت گردنکشان عالمند
در میان آن همه جامی زبون افتاده است
Sources
Persian text source: Ganjoor

