Toggle stanza 1
شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم
1

شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم

تا روز ناله می کنم و آه می کشم

2

زان مه نمی کنم گله کین محنت و بلا

از بخت تیره و دل گمراه می کشم

3

شبهای خویش را که ز زلفش سیاه شد

از رویش انتظار سحرگاه می کشم

4

تا تاج شد به فرق سرم گرد دامنش

دامن ز تخت و منزلت و جاه می کشم

5

جان می برم به تحفه گدایان دوست را

نقد حقیر در نظر شاه می کشم

6

از عاشقی نصیب من این شد که روز و شب

جور رقیب و طعنه بدخواه می کشم

7

جامی چو کاه شد تنم از ضعف و من هنوز

کوه غمش به قوت این کاه می کشم

Sources

Persian text source: Ganjoor