Toggle stanza 1
ای که مرا به صد جفا سینه فگار کرده ای
1

ای که مرا به صد جفا سینه فگار کرده ای

با تو یک است عهد من گر تو هزار کرده ای

2

بوسه قرار کردیم از لب خود چو جان دهم

جان به لبم رسید کو آنچه قرار کرده ای

3

خط عذار توست این یا نه که مشک سوده ای

چشمه آفتاب را زیر غبار کرده ای

4

خواب گهم جدا ز خود ساخته ای حریر و گل

بالش خاره داده ای بستر خار کرده ای

5

جلوه کنان همی روی مرکب راز زیر ران

غارت عقل و هوش را فتنه سوار کرده ای

6

روی چو گل نموده ای سبزه بر آن فزوده ای

کلبه محنت مرا باغ و بهار کرده ای

7

جامی اگر نه عاشقی در ره نیکوان چرا

دل به دو نیم مانده ای دیده چهار کرده ای

Sources

Persian text source: Ganjoor