غزل شمارهٔ 903
Toggle stanza 1ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای
11
ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای
زندگی باشد وبال جان تو تا زنده ای
22
یار قتل عاشقان امروز با فردا فکند
شاد زی ای آنکه بر امید فردا زنده ای
33
گر نیی ای زاهد از عشق جوانی زنده دل
در حقیقت مرده ای و آشکارا زنده ای
44
ما تن خاکی تو روح پاکی ای جان و جهان
گرچه ما مردیم دور از تو تو بی ما زنده ای
55
وصل و هجر آمد حیات و مرگ ای دل شکر کن
گر من اینجا مرده ام باری تو آنجا زنده ای
66
یار گوید هر زمان خواهم همین دم کشتنت
غم مخور ای دل تو خود بهر همین ها زنده ای
77
نیم مرده بر درت عمری ست در جان کندنم
کس نمی پرسد که جامی مرده ای یا زنده ای
Sources
Persian text source: Ganjoor

