Toggle stanza 1
جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ای
1

جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ای

ناسازیی چو بخت من آغاز کرده ای

2

دل را به دام طره طرار بسته ای

جان را شکار غمزه غماز کرده ای

3

هرگز نکرده ای به نیاز من التفات

ور زانکه کرده ای ز سر ناز کرده ای

4

مدهوشوار در قدمت سرفکنده ایم

ما را به عشوه مست و سرانداز کرده ای

5

صد مرده بیش زنده شده ست از لبت چه عیب

گر چون مسیح دعوی اعجاز کرده ای

6

خون خورده ام بسی چو صراحی که یک دمم

در بزم وصل خویش سرافراز کرده ای

7

جامی روایح نفست داده بوی گل

هر جا چو غنچه دفتر خود باز کرده ای

Sources

Persian text source: Ganjoor