غزل شمارهٔ 259

Toggle stanza 1
نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
1

نبود عروس ملک سزای کنار و بوس

بؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس

2

شه را چو در دوام بقا اختیار نیست

دم دم چرا خطاب رسد هر دمش ز کوس

3

مجنون که دور مانده ز لیلیست روز و شب

جانی پر از دریغ و زبانی پر از فسوس

4

این بس که در نواحی حی می برد به روز

شب در سماع شوق به بانگ سگ و خروس

5

بردند آب صفوت رندان پاکباز

پیران گول گیر و مریدان چاپلوس

6

لُبّ است سرّ عشق و سبوس است مابقی

لب کی شناسد آنکه بود درخور سبوس

7

جامی تو مرغ عالم یکرنگی آمدی

بر خویش بشکن این قفس عاج و آبنوس

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…
غزل شمارهٔ 259 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood