Toggle stanza 1
شیخ خودبین که به اسلام برآمد نامش
1

شیخ خودبین که به اسلام برآمد نامش

نیست جز زرق و ریا قاعده اسلامش

2

خویش را واقف اسرار شناسد لیکن

نه ز آغاز وقوف است نه از انجامش

3

جز قبول دل عامش نبود کام ولی

می کند رد دل خاص قبول عامش

4

دام تزویر نهاده ست خدایا مپسند

که فتد طایر فرخنده ما در دامش

5

حبذا پیر خرابات که در مجلس انس

می برد روح قدس فیض حیات از جامش

6

گرچه از حاصل خود دفتر ایام بشست

نام کس نیست برون از ورق انعامش

7

هر که بر نعمت او شکر نگوید جامی

می شمارد خرد از دایره انعامش

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…