غزل شمارهٔ 691
Toggle stanza 1هر زمانت پیش چشم خود تخیل میکنم
11
هر زمانت پیش چشم خود تخیل میکنم
یک به یک اسرار حسنت را تامل میکنم
22
چون بدین خوبی که هستی نقش میبندم تو را
میشوم حیران که بیتو چون تحمل میکنم
33
نام تو گفتن نیارم فاش مقصودم تویی
گر حدیث سرو یا افسانهٔ گل میکنم
44
چون زنی تیغم که جان ده بهر تیغ دیگر است
نه برای جان اگر ناگه تعلل میکنم
55
میروم دامن کشان با دلق رنگین از شراب
در صف دُردیکشان عرض تجمل میکنم
66
سر عشق از دفتر گل خواندنم دستور نیست
فهم آن معنی ز گفتوگوی بلبل میکنم
77
گفتمش جامی اسیر توست گفتا آگهم
لیک بهر طعن بدگویان تغافل میکنم
Sources
Persian text source: Ganjoor

