Toggle stanza 1
گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
1

گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط

ای رهنمای گمشدگان اهدناالصراط

2

صد دام در ره است به هر گام عشق را

خوشوقت رهروی که نهد پا به احتیاط

3

چون در نیاید از در صدق و صفا کسی

بر روی خلق بسته ام ابواب اختلاط

4

کی خواجه سر کشد به فلک ز ارتفاع قدر

گر بگذرد به خاطرش امکان انحطاط

5

منصوبه خلاصی خود ساز پیش ازان

کز دستبرد خصم شود خالی این بساط

6

دانی چرا نشاط جهان خنده آورد

یعنی که جای خنده بود در جهان نشاط

7

باشد مقام عزت و دهشت بساط عشق

جامی بر این بساط منه پای انبساط

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…