غزل شمارهٔ 515
Toggle stanza 1گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
11
گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
ای رهنمای گمشدگان اهدناالصراط
22
صد دام در ره است به هر گام عشق را
خوشوقت رهروی که نهد پا به احتیاط
33
چون در نیاید از در صدق و صفا کسی
بر روی خلق بسته ام ابواب اختلاط
44
کی خواجه سر کشد به فلک ز ارتفاع قدر
گر بگذرد به خاطرش امکان انحطاط
55
منصوبه خلاصی خود ساز پیش ازان
کز دستبرد خصم شود خالی این بساط
66
دانی چرا نشاط جهان خنده آورد
یعنی که جای خنده بود در جهان نشاط
77
باشد مقام عزت و دهشت بساط عشق
جامی بر این بساط منه پای انبساط
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

