Toggle stanza 1
هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش
1

هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش

گلشن فردوس اگر بخشند ازو ننگ آیدش

2

سینه پر شد عاشق دلخسته را از درد و غم

آه اگر درد دگر در سینه تنگ آیدش

3

در رهش صد سیمتن شد با دل چون سنگ خاک

کاش نخرامد مبادا پای در سنگ آیدش

4

چیست آن مژگان سنان و غمزه تیغ آن شوخ را

گر نه در دل هر زمان اندیشه جنگ آیدش

5

هر که آویزد چو جامی چنگ در فتراک عشق

عاقبت سررشته مقصود در چنگ آیدش

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…