غزل شمارهٔ 508
Toggle stanza 1هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش
11
هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش
گلشن فردوس اگر بخشند ازو ننگ آیدش
22
سینه پر شد عاشق دلخسته را از درد و غم
آه اگر درد دگر در سینه تنگ آیدش
33
در رهش صد سیمتن شد با دل چون سنگ خاک
کاش نخرامد مبادا پای در سنگ آیدش
44
چیست آن مژگان سنان و غمزه تیغ آن شوخ را
گر نه در دل هر زمان اندیشه جنگ آیدش
55
هر که آویزد چو جامی چنگ در فتراک عشق
عاقبت سررشته مقصود در چنگ آیدش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

