غزل شمارهٔ 839
Toggle stanza 1اینک سوار می رسد آن ترک کج کلاه
اینک سوار می رسد آن ترک کج کلاه
خلقی نهاده روی تظلم به خاک راه
آویخته ز طرف کمر جان صد اسیر
بر هم زده به تیغ مژه قلب صد سپاه
در تاب ماه عارضش از باده صبوح
مخمور چشم جادویش از خواب چاشتگاه
هر سو ز شوق طلعتش افغان اهل درد
هر جا ز ظلم غمزه اش آواز دادخواه
زارم کشید و بر سر راهش بیفکنید
باشد که سوی من به ترحم کند نگاه
گر لاف عشق می زنم ای خواجه طعن چیست
اینک سرشک سرخ و رخ زرد من گواه
جامی ز جام غصه چو خون جگر خورد
نبود سرود مجلس او جز فغان و آه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من موی خویش را نه از آن میکنم سیاه
تا باز نوجوان شوم و نو کنم گناه
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 105
آن سرو ناز بین که چه خوش میرود به راه
وآن چشم آهوانه که چون میکند نگاه
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 486
طوبی لروضة سجدت ارضها الجباه
بشری لسدة لثمت تربها الشفاه
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 17
برخوان لاجورد درین طرفه خانقاه
از بهر شام و چاشت دو قرصند مهر و ماه
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 18
ای ترک نازنین بشکن گوشه کلاه
آشوب جان شاه شو و فتنه سپاه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 267
بر طرف ماه زلف تو آمد شب سیاه
اینست آن شبی که به است از هزار ماه
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 417
Sources
Persian text source: Ganjoor

