غزل شمارهٔ 129
Poet: Jami
Toggle stanza 1بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
در پی مطرب و می باش که کار این کار است
صف زده دردکشان پیش در میکده اند
زاهد صومعه را وقت پس دیوار است
رشته سبحه که از گوهر اخلاص تهی ست
مهرهاش گرچه هزار است کم از زنار است
محتسب را که نهد پا ز حد شرع برون
مردم آزار چه گویی که خدا آزار است
جز به تجرید منه پا که درین راه دراز
سوزنی در قدم همت عیسی خار است
هر چه بر فرق تو بار است اگر مرد رهی
بنه از سر که نه مردی به سر و دستار است
دلق و سجاده جامی نه پی زرق و ریاست
هر چه دارد همه بهر گرو خمار است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رزق، خلوتگه اندیشهٔ روزیخوار است
دانه هرگاه مژه بازکند منقار است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 478
ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست
کار ما راست شود چون تو کنی بالا راست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 230
ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست
کار ما راست شود چون تو کنی بالا راست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 235
Sources
Persian text source: Ganjoor

