غزل شمارهٔ 426
Poet: Jami
Toggle stanza 1غزال من که لبش رو به سبزی آورده
غزال من که لبش رو به سبزی آورده
به سبزه زار ختن مشکبو گیا خورده
چه گویم از خط سبزش که گرد چشمه نوش
بنفشه ایست به آب حیات پرورده
بود ز دور خطش فتنه هر سر مویی
چه فتنه ها که درین دور سر برآورده
زآفتاب درد پرده شب این عجب است
که بندد آب شب زلف آفتاب را پرده
سیاه شد لب شیرین او ز مشکین خط
کسی ندیده به شیرینیش سیه چرده
سیاهروزی صاحبدلان ز گردون نیست
خط عذار بتان روزشان سیه کرده
چه مرد دعوی عشق است جامی ار نکند
برآنچه می رسد از دوست صبر صد مرده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مکش به ناز مرا، ای به ناز پرورده
مریز خون مسلمان به جرم ناکرده
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1757
بدون معنی اگر حسن یوسفی داری
ز صحبت تو زلیخا شود دل افسرده
UrfiQitʿatشمارهٔ 35 - حسن یوسف
مرا دلی ست به صد گونه درد پرورده
که رفت جان و جهانم وداع ناکرده
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 854
Sources
Persian text source: Ganjoor

