غزل شمارهٔ 367
Poet: Jami
Toggle stanza 1بر رخ زردم نه اشک است این که گلگون میرود
11
بر رخ زردم نه اشک است این که گلگون میرود
شد دلم ریش از غمت وز ریش دل خون میرود
22
گر دلم شد رخنه از تیغ جفایت باک نیست
جانم از زندان غم زان رخنه بیرون میرود
33
بر تن زارم زمین شد بیتو تنگ ای کاش دست
میزند در دامن آه و به گردون میرود
44
ما میان بار اندوه و تو با آسودگان
کوهکن در کوه و شیرین گشت هامون میرود
55
پوست بهر غیر پوشد ورنه لیلی واقف است
در حریم حی به هر شکلی که مجنون میرود
66
خواندهای دانم که بیجو میرود آب بهشت
لطف آن قد بین که بر روی زمین چون میرود
77
چون سخن در وصف آن دندان رود آنجا چه لطف
نظم جامی را سخن دَر دُرّ مکنون میرود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

