Toggle stanza 1
آن ترک شوخ بین که چه مستانه می‌رود
1

آن ترک شوخ بین که چه مستانه می‌رود

شهری اسیر کرده سوی خانه می‌رود

2

هر جانبی که جلوه‌کنان روی می‌نهد

با او هزار عاشق دیوانه می‌رود

3

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پرید پی دانه می‌رود

4

از صبر رفته پیش غمش می‌کنم گله

با آشنا حکایت بیگانه می‌رود

5

حاشا که شمع چهره فروزد میان جمع

گر داند آنچه با دل پروانه می‌رود

6

زاهد به خُلد مایل و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ و جغد به ویرانه می رود

7

جامی ملول شد ز رفیقان کوی زهد

پیمان شکست و بر سر پیمانه می‌رود

Sources

Persian text source: Ganjoor