غزل شمارهٔ 918
Poet: Jami
Toggle stanza 1ساختم چشم راست بهر تو جای
11
ساختم چشم راست بهر تو جای
راست شد جا کرم نمای و درآی
22
کهنه شد دور ماه و نوبت توست
ز ابروی خود مه نوی بنمای
33
کرده ام از دو دیده پای و ز اشک
می روم در رهت پر آبله پای
44
گریه ام در گلو گره شده است
تیغ بردار و این گره بگشای
55
فرق من تا قدم ربوده توست
صبر و هوشی که مانده هم بربای
66
تیغت از خون هر که گیرد رنگ
زنگ آن را به قتل من بزدای
77
محتسب را نماند باد بروت
ریش قاضی کنید می پالای
88
راه تقوا چه سان رود جامی
مانده از جام درد در گل و لای
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

