غزل شمارهٔ 479
Poet: Jami
Toggle stanza 1نهادی لعل رخشان بر بناگوش
نهادی لعل رخشان بر بناگوش
سهیل و ماه را کردی هم آغوش
در اشکم شد از عکس لبت لعل
منش در دیده جا کردم تو در گوش
تو را از هر طرف در گوش لعلی ست
چنان لعلی که از جان می برد هوش
مرا بر هر مژه لعلی ست اما
ازان خونی که در دل می زند جوش
ز لعلت گر کنم دریوزه کامی
به لؤلؤ لعل را گیری که خاموش
چه بودی کوهکن لعل تو دیدی
که کردی لعل شیرین را فراموش
ز لعلش چون نداری رنگ جامی
ز خون دل شراب لعل می نوش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تعالی الله، چه دولت داشتم دوش
که بود آن بخت بیدارم در آغوش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1142
بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش
بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 282
بود زودا، که آیی نیک خاموش
چو مرغابی زنی در آب پاغوش
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزجپاره 7
برفتم دی به پیشش سخت پرجوش
نپرسید او مرا بنشست خاموش
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1236
خطا کردی به قول دشمنان گوش
که عهد دوستان کردی فراموش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 333
قیامت باشد آن قامت در آغوش
شراب سلسبیل از چشمهٔ نوش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 334
یکی را دست حسرت بر بناگوش
یکی با آن که میخواهد در آغوش
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 335
لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟
گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.
SaadiGolestanباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 21
یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همیگفت: ای پسر! چندان که تعلق خاطر آدمیزاد به روزیست اگر به روزیده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی.
فراموشت نکرد ایزد در آن حال
SaadiGolestanباب هفتم در تأثیر تربیتحکایت شمارهٔ 7
چه رسمست آن نهادن زلف بر دوش
نمودن روز را در زیر شبپوش
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 200
Sources
Persian text source: Ganjoor

