غزل شمارهٔ 480
Poet: Jami
Toggle stanza 1آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش
آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش
همچو شاخ گل که باشد خلعت از نیلوفرش
در کبودی فلک چون او مهی پیدا نشد
کاین چنین باشد لباس آسمانی در خورش
جان فدایت باد ای دربان دمی مانع مشو
تا رخ پر گرد خود ساییم بر خاک درش
یک رهش دیدیم عقل و دین و دل بر باد شد
وای جان ما اگر بینیم باری دیگرش
سوختم شبها بسی چون شمع پیش او ولی
هیچ گه سوز درون من نیامد باورش
عاشق ثابت قدم آن کس بود کز کوی دوست
رو نگرداند اگر شمشیر بارد بر سرش
سوخت جامی ز آتش هجر و برآمد سالها
همچنان بوی وفا می آید از خاکسترش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرش
هرکه را سرمایهٔ رنگیست میگردد سرش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1776
بسکه افتاده است بینم خون صید لاغرش
میخورد آب از صفای خود زبان خنجرش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1777
خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورش
گشت در گرد یتیمی خشک آب گوهرش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1778
خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش
می نماید در صدف خود رافروغ گوهرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4896
در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش
حلقه فتراک طاووس است از بال و پرش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4897
هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
آتش ایمن برون میآید از خاکسترش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4898
Sources
Persian text source: Ganjoor

