غزل شمارهٔ 226
Toggle stanza 1ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
11
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
22
گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر
آری شود، ولیک به خونِ جگر شود
33
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود
44
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
55
ای جان حدیثِ ما بَرِ دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
66
از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من
آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
77
در تنگنایِ حیرتم از نخوتِ رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
88
بس نکته غیرِ حُسن بِباید که تا کسی
مقبولِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود
99
این سرکشی که کنگرهٔ کاخِ وصل راست
سرها بر آستانهٔ او خاکِ در شود
1010
حافظ چو نافهٔ سرِ زلفش به دستِ توست
دَم درکش ار نه بادِ صبا را خبر شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
آن بیوفای عهد شکن را سفر شود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 867
گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود
مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 34
آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود
طوطی چو مغز پسته در شکر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4261
دل چون کمال یافت سخن مختصر شود
لب وا نمی کند چو صدف پر گهر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4262
از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
کی از هجوم ذره پریشان نظر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4263
پهلوی چرب، دشمن روشن گهر شود
ماه تمام، دنبه گداز از نظر شود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4264
عشقت نه سرسریست که از دل به در شود
مهرت نه عارضیست که جای دگر شود
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 32

