غزل شمارهٔ 232
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
تجلی تو به دل همچو می به جام عقیق
به راه شوق بر آن آب خون همی گریم
که قطره قطره چو ابرم چکیده از ابریق
به جز دمی نکند خسته ام چو سنگ در آب
هجوم ریزش غمهای سخت و قلب رقیق
به هیچ پایه نگشت اضطرار ما زایل
بود ستاره عاشق در اوج دست غریق
بهانه جوست کرم زانکه در گزارش کار
نبوده حسن عمل بی علاقه توفیق
مرا که ذره لقب داده ای همی رقصم
که نسبتی به زبان تو کرده ام تحقیق
حدیث تشنگی لب به پیر ره گفتم
ز پاره جگرم در دهن نهاد عقیق
به راه کعبه هلاکم نمی کنی باور
تو ای که بیهده باز آمدی ز بیت عتیق
ندیده ای به بیابان به زیر خاربنی
شکسته مشربه آب و پاره ای ز سویق
ترا به پهلوی میخانه جا دهم غالب
به شرط آن که قناعت کنی به بوی رحیق
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مقامِ امن و مِیِ بیغَش و رفیقِ شَفیق
گَرَت مُدام میسر شود زِهی توفیق
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 298
فریفت یار شکربار من مرا به طریق
که شعر تازه بگو و بگیر جام عتیق
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1312
ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
جز اینکه منکر عشق است کافر و زندیق
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 46
رفیق تر نکند در ره تو کام رفیق
تو را دلی ز غم آزاد همچو بیت عتیق
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 392
Sources
Persian text source: Ganjoor

