Toggle stanza 1
بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
1

بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟

با تو زاندیشه چه اندیشه و از باک چه باک؟

2

فیض سرگرمی دور قدح می دریاب

برگریزست به دیماه اگر تاک چه باک؟

3

وحشتی نیست اگر خانه چراغی دارد

با دل از تیرگی زاویه خاک چه باک؟

4

حاش لله که درین معرکه رسوا گردی

با چنین خستگیم از جگر چاک چه باک؟

5

غافل این برق بر اجزای وجودم زده است

مر ترا از نفس گرم اثرناک چه باک؟

6

با رضای تو ز ناسازی ایام چه بیم؟

با وفای تو ز بی مهری افلاک چه باک؟

7

هان بگو تا خم زلفت بفشارد دل را

خون صید ار چکد از حلقه فتراک چه باک؟

8

دردم از چاره گریها نپذیرد تسکین

با چنین زهر ز دمسردی تریاک چه باک؟

9

کلک ما تا به کف ماست ز دشمن چه هراس؟

چون فریدون علم آراست ز ضحاک چه باک؟

10

طبعم از دخل خسان باز نه استد ز سخن

شعله را غالب از آویزش خاشاک چه باک؟

Sources

Persian text source: Ganjoor