Toggle stanza 1
نهم جبین به درش آستان بگرداند
1

نهم جبین به درش آستان بگرداند

نشینمش به سر ره عنان بگرداند

2

اگر شفاعت من در تصورش گذرد

به بزم انس رخ از همدمان بگرداند

3

به بزم باده به ساقیگری ازو چه عجب

که پیر صومعه را در میان بگرداند؟

4

اگر نه مایل بوس لب خودست چرا

به لب چو تشنه دمادم زبان بگرداند؟

5

به بند دام بلای تو صعوه را گردون

هما به گرد سر آشیان بگرداند

6

چو غمزه تو فسون اثر فرو خواند

بلای راهزن از کاروان بگرداند

7

بهار را ز رخت تا چه رنگ در نظرست؟

که دم به دم ورق ارغوان بگرداند

8

تو نالی از خله خار و ننگری که سپهر

سر حسین علی بر سنان بگرداند

9

برو به شادی و اندوه دل منه که قضا

چو قرعه بر نمط امتحان بگرداند،

10

یزید را به بساط خلیفه بنشاند

کلیم را به لباس شبان بگرداند

11

اگر به باغ ز کلکم سخن رود غالب

نسیم روی گل از باغبان بگرداند

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 157 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood