غزل شمارهٔ 170

Toggle stanza 1
دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند
1

دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند

از وفایی که نکردند حیا نیز کنند

2

چون ببینند بترسند و به یزدان گروند

رحم خود نیست که بر حال گدا نیز کنند

3

خسته تا جان ندهد وعده دیدار دهند

عشوه خواهند که در کار قضا نیز کنند

4

خون ناکامی سی ساله هدر خواهد بود

مهر با ما اگر از بهر خدا نیز کنند

5

اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت

کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند

6

از درختان خزان دیده نباشم کاینها

ناز بر تازگی برگ و نوا نیز کنند

7

گر بود کوتهی از عمر، تو دانی و اجل

گفته ای کار به هنگام روا نیز کنند

8

نشوی رنجه ز رندان به صبوحی کاین قوم

نفس باد سحر غالیه سا نیز کنند

9

گفته باشی که ز ما خواهش دیدار خطاست

این خطایی ست که در روز جزا نیز کنند

10

حلق غالب نگر و دشنه سعدی که سرود

«خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند»

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor