غزل شمارهٔ 169
Poet: Ghalib Dehlavi
Toggle stanza 1بتان شهر ستم پیشه شهریارانند
11
بتان شهر ستم پیشه شهریارانند
که در ستم روش آموز روزگارانند
22
برند دل به ادایی که کس گمان نبرد
فغان ز پرده نشینان که پرده دارانند
33
به جنگ تا چه بود خوی دلبران کاین قوم
در آشتی نمک زخم دلفگارانند
44
نه زرع و کشت شناسند نی حدیقه و باغ
ز بهر باده هواخواه باد و بارانند
55
ز وعده گشته پشیمان و بهر دفع ملال
امیدوار به مرگ امیدوارانند
66
ز روی خوی و منش نور دیده آتش
به رنگ و بوی جگرگوشه بهارانند
77
تو سرمه بین و ورق درنورد و دم درکش
مبین که سحرنگاهان سیاهکارانند
88
ز دید و داد مزن حرف خردسالانند
به گرد راه منه چشم نی سوارانند
99
ز چشم زخم بدین حیله کی رهی غالب
دگر مگو که چو من در جهان هزارانند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

