Toggle stanza 1
به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود
1

به عشق از دو جهان بی نیاز باید بود

مجاز سوز حقیقت گداز باید بود

2

به جیب حوصله نقد نشاط باید ریخت

به جان شکوه تغافل طراز باید بود

3

چو لب ز هرزه نوایان شوق نتوان شد

چو دل ز پرده سرایان راز باید بود

4

چو بزم عشرتیان تازه رو توان جوشید

چو شمع خلوتیان جان گداز باید بود

5

کمر نهفته به تاراج خویش باید بست

شریک مصلحت سعی ناز باید بود

6

چو شوق بال گشاید توان به خود بالید

چو ناز جلوه گر آید نیاز باید بود

7

به صحن میکده سرمست می توان گردید

به کنج صومعه وقت نماز باید بود

8

به خون تپیده ذوق نگاه نتوان زیست

شهید آن مژه های دراز باید بود

9

نگه ز دیده بیدار جو که سائل را

به کدیه طالب درهای باز باید بود

10

چه بر ز راحت آزادگی خوری غالب؟

ترا که این همه با برگ و ساز باید بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 173 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood