Toggle stanza 1
آن پری، بعد از آنکه تیر انداخت
1

آن پری، بعد از آنکه تیر انداخت

گلخنی زخم خورده را بشناخت

2

اندر آمد ز اسب پیشش شد

مرهم اندورن ریشش شد

3

نفسی راه لطف پیش گرفت

سر او برکنار خویش گرفت

4

عاشقان را به لطف بنوازند

دلبران، بعد از آنکه اندازند

5

تا خدنگی ندوختش بر جان

نگرفتش به ناز بر سر ران

6

تاب وصلش نداشت آن پر درد

جان بداد و وداع جانان کرد

7

گر تو از عاشقان قلاشی

کم از آن گلخنی چرا باشی؟

8

عاشقی با بلاکشی باشد

کار مجنون مشوشی باشد

9

چون که توی تو شد بدل به صفا

خواه تیر جفا و خواه وفا

10

هدفی را که بیم سر نبود

خوردن تیر را خطر نبود

11

تیر معشوق را هدف شایی

از دل و جان اگر برون آیی

12

همگی روی تا نیارد دوست

به تو تیری نمی‌زند بر پوست

Sources

Persian text source: Ganjoor