بخش 4 - مثنوی
Toggle stanza 1آن پری، بعد از آنکه تیر انداخت
11
آن پری، بعد از آنکه تیر انداخت
گلخنی زخم خورده را بشناخت
22
اندر آمد ز اسب پیشش شد
مرهم اندورن ریشش شد
33
نفسی راه لطف پیش گرفت
سر او برکنار خویش گرفت
44
عاشقان را به لطف بنوازند
دلبران، بعد از آنکه اندازند
55
تا خدنگی ندوختش بر جان
نگرفتش به ناز بر سر ران
66
تاب وصلش نداشت آن پر درد
جان بداد و وداع جانان کرد
77
گر تو از عاشقان قلاشی
کم از آن گلخنی چرا باشی؟
88
عاشقی با بلاکشی باشد
کار مجنون مشوشی باشد
99
چون که توی تو شد بدل به صفا
خواه تیر جفا و خواه وفا
1010
هدفی را که بیم سر نبود
خوردن تیر را خطر نبود
1111
تیر معشوق را هدف شایی
از دل و جان اگر برون آیی
1212
همگی روی تا نیارد دوست
به تو تیری نمیزند بر پوست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

