بخش 5 - غزل
Toggle stanza 1تیری، ای دوست، برکش از ترکش
11
تیری، ای دوست، برکش از ترکش
پس به آبروی چون کمان درکش
22
هان! دلم گر نشانه میخواهی
زدن از توست و از من آهی خوش
33
کی ز تیرت الم رسد؟ که مرا
دیده در حیرت است و دل در غش
44
یابم از دیدن تو آب حیات
ور بسوزانیم تو در آتش
55
خواه نوش است و خواه زهرآلود
شربت از دست دوست خوش درکش
66
ور دهد غیر شربت نوشت
نیش دان و به خاک ریز و مچش
77
به عراقی مگو: بیا بر من
خویشتن را بگوی، ای دلکش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

