غزل شمارهٔ 122
Poet: Iraqi
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: اندریغمدار
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
11
نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
نظارهٔ رخت از عاشقان دریغ مدار
22
اگر سزای جمال تو نیست دیده رواست
خیال روی تو باری ز جان دریغ مدار
33
به پرسش من رنجور اگر نمیآیی
عنایتی ز من ناتوان دریغ مدار
44
ز خوان وصل تو چون قانعم به دیداری
تو نیز این قدر از میهمان دریغ مدار
55
به من، که گرد درت چون سگان همی گردم
نواله گر ندهی، استخوان دریغ مدار
66
چو دوستان را بر تخت وصل بنشانی
ز من، که خاک توام، آستان دریغ مدار
77
چو با ندیمان جام شراب نوش کنی
نصیب جرعهای از خاکیان دریغ مدار
Sources
Persian text source: Ganjoor

