Toggle stanza 1
رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
1

رخ سوی خرابات نهادیم دگربار

در دام خرابات فتادیم دگربار

2

از بهر یکی جرعه دو صد توبه شکستیم

در دیر مغان روزه گشادیم دگربار

3

در کنج خرابات یکی مغ‌بچه دیدیم

در پیش رخش سر بنهادیم دگربار

4

آن دل که به صد حیله ز خوبان بربودیم

در دست یکی مغ‌بچه دادیم دگربار

5

یک بار ندیدیم رخش وز غم عشقش

صدبار بمردیم و بزادیم دگربار

6

دیدیم که بی‌عشق رخش زندگیی نیست

بی‌عشق رخش زنده مبادیم دگربار

7

غم بر دل ما تاختن آورد ز عشقش

با این همه غم، بین که چه شادیم دگربار

8

شد در سر سودای رخش دین و دل ما

بنگر، دل و دین داده به بادیم دگربار

9

عشقش به زیان برد صلاح و ورع ما

اینک همه در عین فسادیم دگربار

10

با نیستی خود همه با قیمت و قدریم

با هستی خود جمله کسادیم دگربار

11

تا هست عراقی همه هستیم مریدش

چون نیست شود، جمله مرادیم دگربار

Sources

Persian text source: Ganjoor