غزل شمارهٔ 182
Toggle stanza 1شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
11
شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
در آرزوی روی تو، وانگاه ببینم
22
دریاب که از عمر دمی بیش نمانده است
بشتاب، که اندر نفس باز پسینم
33
فریاد! که از هجر تو جانم به لب آمد
هیهات! که دور از تو همه ساله چنینم
44
دارم هوس آنکه ببینم رخ خوبت
پس جان بدهم، نیست تمنی به جز اینم
55
آن رفت، دریغا! که مرا دین و دلی بود
از دولت عشق تو نه دل ماند و نه دینم
66
از بهر عراقی، به درت آمدهام باز
فرمای جوابی، بروم یا بنشینم؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

