غزل شمارهٔ 178
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1جانا، نظری که ناتوانم
جانا، نظری که ناتوانم
بخشا، که به لب رسید جانم
دریاب، که نیک دردمندم
بشتاب، که سخت ناتوانم
من خسته که روی تو نبینم
آخر به چه روی زنده مانم؟
گفتی که: بمردی از غم ما
تعجیل مکن که اندر آنم
اینک به در تو آمدم باز
تا بر سر کوت جانفشانم
افسوس بود که بهر جانی
از خاک در تو بازمانم
مردن به از آن که زیست باید
بیدوست به کام دشمنانم
چه سود مرا ز زندگانی
چون از پی سود در زیانم؟
از راحت این جهان ندارم
جز درد دلی کزو بجانم
بنهادم پای بر سر جان
زان دستخوش غم جهانم
کاریم فتاده است مشکل
بیرون شد کار میندانم
درمانده شدم، که از عراقی
خود را به چه حیله وارهانم؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای روی تو عمر جاودانم
عمری ست که بی تو در فغانم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1304
تا با تو قرین شدهست جانم
هر جا که روم به گلستانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1566
امروز مرا چه شد چه دانم
امروز من از سبک دلانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1567
ای جان لطیف و ای جهانم
از خواب گرانت برجهانم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1568
گر دست دهد هزار جانم
در پای مبارکت فشانم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 418
ای ناگزران عقل و جانم
وی غارت کرده این و آنم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 255
ای دیدن تو حیات جانم
نادیدنت آفت روانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 256
آمد بر من جهان و جانم
انس دل و راحت روانم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 257
از عشق در اندرون جانم
دردی است که مرهمی ندانم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 557
گر در سر عشق رفت جانم
شکرانه هزار جان فشانم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 559
Sources
Persian text source: Ganjoor

