غزل شمارهٔ 70
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
بیا، که گل ز رخت شرمسار میگذرد
بیا، که وقت بهار است و موسم شادی
مدار منتظرم، وقت کار میگذرد
ز راه لطف به صحرا خرام یک نفسی
که عیش تازه کنم، چون بهار میگذرد
نسیم لطف تو از کوی میبرد هر دم
غمی که بر دل این جان فگار میگذرد
ز جام وصل تو ناخورده جرعهای دل من
ز بزم عیش تو در سر خمار میگذرد
سحرگهی که به کوی دلم گذر کردی
به دیده گفت دلم: کان شکار میگذرد
چو دیده کرد نظر صدهزار عاشق دید
که نعره میزد هر یک که: یار میگذرد
به گوش جان عراقی رسید آن زاری
از آن ز کوی تو زار و نزار میگذرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مرا به زخم زبان روزگار میگذرد
مدار آبله من به خار میگذرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3763
صباح مستی و شام خمار میگذرد
خوشی و ناخوشی روزگار میگذرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3764
شبی که در قدم وصل یار میگذرد
به ذوق گریهٔ بیاختیار میگذرد
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 349
بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
مدار منتظرم، روزگار میگذرد
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 71
Sources
Persian text source: Ganjoor

