غزل شمارهٔ 148

Toggle stanza 1
دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
1

دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک

ز بیم آتش دوزخ چرا بود غمناک؟

2

به بوی آنکه در آتش نهد قدم روزی

هزار سال در آتش قدم زند بی‌باک

3

گرت بیافت در آتش کجا رود به بهشت؟

و گر چشد ز کفت زهر، کی خورد تریاک؟

4

مرا، که نیست ازین آتشم مگر دودی؟

فرو گرفت زمین دلم خس و خاشاک

5

کجاست آتش شوقت که در دل آویزد؟

چنان که برگذرد شعلهٔ دلم ز افلاک

6

ز شوق در دل من آتشی چنان افروز

که هر چه غیر تو باشد بسوزد آن را پاک

7

اگر بسوخت، عراقی، دل تو زین آتش

ببار آب ز چشم و بریز بر سر خاک

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

مراست از تب عشق تو جان آتشناک

حبیبی انت طبیبی ولا طبیب سواک

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 295

به جوهر می رخشان که از زجاجه پاک

چراغ عیش فروزد درین سراچه خاک

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 545

اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک

از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 299

هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک

گَرَم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 300

حلم شتر چنان که معلوم است اگر طفلی مهارش گیرد و صد فرسنگ برد، گردن از متابعتش نپیچد. اما اگر دره‌ای هولناک پیش آید که موجب هلاک باشد و طفل آنجا به نادانی خواهد شدن، زمام از کفش در گسلاند و بیش مطاوعت نکند که هنگام درشتی ملاطفت مذموم است و گویند دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیادت کند.

کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش

SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 82

نه شبنم است چمن را به روی آتشناک

عرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5208

نگشت دامن گردی درین بیابان چاک

درون نتاخت سواری درین جهان چالاک

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 394

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 146

بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک

درین خرابه تو خود کی قدم نهی؟ حاشاک

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 147

گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک

زمینیان همه دامن کشند بر افلاک

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 149

Sources

Persian text source: Ganjoor