Toggle stanza 1
صورت خود ز تو نشناخته‌ام
1

صورت خود ز تو نشناخته‌ام

اینقدر آینه پرداخته‌ام

2

گر فروغی‌ست درین تیره بساط

رنگ شمعی‌ست که من باخته‌ام

3

رم آهو به غبارم نرسد

در قفای نگهی تاخته‌ام

4

دوری یار و صبوری ستم است

آبم از شرم که نگداخته‌ام

5

داغ تحقیق به تقلیدم سوخت

کاش پروانه شود فاخته‌ام

6

برده‌ام بر فلک افسانهٔ لاف

صبح خیز از نفس ساخته‌ام

7

شرم حیرت مژه خواباندن داشت

تیغها سر به نیام آخته‌ام

8

فرصت ناز حباب آنهمه نیست

سر به بی‌گردنی افراخته‌ام

9

هستی از خویش ‌گذشتن دارد

یک دو دم با سر پل ساخته‌ام

10

بیدل این بار که بر دوش من است

مژه تا خم شود انداخته‌ام

Sources

Persian text source: Ganjoor