Toggle stanza 1
دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
1

دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام

افکند یا رب سرِ افتاده در پای توام

2

این‌که رنگم می‌پرد هر دم به ناز بی‌خودی

انجمن‌پرداز خالی کردنِ جای توام

3

خانمان پرداز الفت را چه هستی‌، کو عدم

هر کجا مژگان گشایم‌ گرد صحرای توام

4

هیچکس آواره‌گردِ وادی همت مباد

مطلب نایاب خویشم بس‌که جویای توام

5

نقد موهوم حباب آن‌گه به بازار محیط

زبن بضاعت آب سازد کاش، سودای توام

6

خواه درد آرم به شوخی خواه صاف آیم به جوش

همچو می از قلقل آهنگان مینای توام

7

کیست‌ گردد مانع مطلق‌عنانی‌های من

موج بی‌پروای توفان‌خیز دریای توام

8

سجده‌ها دارم به ناز هستی موهوم خویش

کاین غبار سرمه جوهر، گَرد مینای توام

9

در محبت فرق تمییز نیاز و ناز کو

هر قدر مجنون خویشم، محو لیلای توام

10

می‌شکافم پردهٔ هستی، تو می‌آیی برون

نقش نامت بسته‌ام، یعنی معمای توام

11

گرمی هنگامهٔ موج و محیط امروز نیست

تا تو افشای منی، من ساز اخفای توام

12

می‌شنیدم پیش ازین بیدل نوای قدسیان

این زمان محو کلام حیرت انشای توام

Sources

Persian text source: Ganjoor