Toggle stanza 1
چولاله بی‌تو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
1

چولاله بی‌تو ز بس رنگ اعتبارم سوخت

خزان به باد فنا داد و نوبهارم سوخت

2

زمردمک نگهم داغ شد چوشمع خموش

در انتظار تو سامان انتظارم سوخت

3

هجوم حیرت آن جلوه چون پرطاووس

هزار رنگ تپش در دل غبارم سوخت

4

غبار تربت پروانه می‌دهد آواز

که می‌توان نفسی بر سر مزارم سوخت

5

نشدکه شعلهٔ من نیز بی‌غبار شود

صفای آینهٔ وحشت شرارم سوخت

6

به عشق نیز اثرکرد شرم ناکسی‌ام

عرق‌فشانی این شعله خامکارم سوخت

7

صبا مزن به غبار فسرده‌ام دامن

دماغ حسرت رقصی‌که من ندارم سوخت

8

چو برق آینهٔ امنیاز هستی من

ز خوابگاه عدم تا سری برآرم سوخت

9

ز تخته پاره‌ام ناخدا چه می‌پرسی

فلک‌کشید زگرداب و برکنارم سوخت

10

هزار برق ز خاکسترم پرافشانست

کدام شعله به این رنگ بیقرارم سوخت

11

شهید ناز تو پروانه کرد عالم را

چها نسوخت چراغی‌که بر مزارم سوخت

12

فلک نیافت علاج‌کدورتم بیدل

نفس به‌سینهٔ این دشت از غبارم سوخت

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…