غزل شمارهٔ 399
Toggle stanza 1چولاله بیتو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
11
چولاله بیتو ز بس رنگ اعتبارم سوخت
خزان به باد فنا داد و نوبهارم سوخت
22
زمردمک نگهم داغ شد چوشمع خموش
در انتظار تو سامان انتظارم سوخت
33
هجوم حیرت آن جلوه چون پرطاووس
هزار رنگ تپش در دل غبارم سوخت
44
غبار تربت پروانه میدهد آواز
که میتوان نفسی بر سر مزارم سوخت
55
نشدکه شعلهٔ من نیز بیغبار شود
صفای آینهٔ وحشت شرارم سوخت
66
به عشق نیز اثرکرد شرم ناکسیام
عرقفشانی این شعله خامکارم سوخت
77
صبا مزن به غبار فسردهام دامن
دماغ حسرت رقصیکه من ندارم سوخت
88
چو برق آینهٔ امنیاز هستی من
ز خوابگاه عدم تا سری برآرم سوخت
99
ز تخته پارهام ناخدا چه میپرسی
فلککشید زگرداب و برکنارم سوخت
1010
هزار برق ز خاکسترم پرافشانست
کدام شعله به این رنگ بیقرارم سوخت
1111
شهید ناز تو پروانه کرد عالم را
چها نسوخت چراغیکه بر مزارم سوخت
1212
فلک نیافت علاجکدورتم بیدل
نفس بهسینهٔ این دشت از غبارم سوخت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

