غزل شمارهٔ 1505

Toggle stanza 1
یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود
1

یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بود

هرچه دیدم میهمان خانهٔ آیینه بود

2

ابتذال باغ امکان رنگ گردیدن نداشت

هر گلی ‌کامسالم آمد در نظر پارینه بود

3

منفعل می‌شد ز دنیا هوش اگر می‌داشت خلق

صبر و حنظل در مذاق‌ گاو و خر لوزینه بود

4

هیچ شکلی بی‌هیولا قابل صورت نشد

آدمی هم پیش از آن‌ کآدم شود بوزینه بود

5

امتحان اجناس بازار ریا می‌داد عرض

ریشها دیدیم باقیمت‌تر از پشمینه بود

6

هرکجا دیدیم صحبتهای گرم زاهدان

چون نکاح دختر رز در شب آدینه بود

7

خاک شد فطرت‌ ز پستی لیک مژگان برنداشت

ورنه از ما تا به بام آسمان یک زینه بود

8

تختهٔ مشق حوادث‌ کرد ما را عاجزی

زخم دندان بیشتر وقف لب زیرینه بود

9

در جهان بی‌تمیزی چاره از تشویش نیست

ما به صد جا منقسم‌ کردیم و دل در سینه بود

10

آرزوها ماند محو ناز در بزم وصال

پاس ناموس تحیّر مهر این ‌گنجینه بود

11

هرکجا رفتیم بیدل درد ما پنهان نماند

خرقهٔ درویشی ما لختی از دل پینه بود

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…