شمارهٔ 42
Poet: Attar
Toggle stanza 1ای شمّهٔ لطف تو بهشت افروزی
ای شمّهٔ لطف تو بهشت افروزی
دوزخ ز تف آتش قهرت سوزی
گرنامهٔ دردِ تو فرو باید خواند
پنجاه هزار ساله دارم روزی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای هیزم تو خشک نگردد روزی
تا تو فتد ز آتش دلسوزی
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 1763
خوش میسازی مرا و خوش میسوزی
خوش پرده همی دری و خوش میدوزی
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 1850
دی بود چنان دولت و جان افروزی
و امروز چنین آتش عالم سوزی
RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 1880
گشتم ز غم فراق دیبا دوزی
چون سوزن و در سینهٔ سوزن سوزی
SanaiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 396
از آتش غم چند روانم سوزی؟
وز ناوک غمزه چند جانم دوزی؟
IraqiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 148
هر لحظه ز چهره آتشی افروزی
تا جان من سوختهدل را سوزی
IraqiDivan-e AshʿarRubaiyatرباعی شمارهٔ 149
از آتشِ عشق چون تو جان افروزی
چون شمع نفس نمیزنم بی سوزی
AttarMukhtar-namehباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 17
پروانه به شمع گفت: چند افروزی
خوش سوزی اگر سوز ز من آموزی
AttarMukhtar-namehباب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانهشمارهٔ 2
دل در سر زلف چون توحسن افروزی
چون شمع دمی نمیزید بی سوزی
AttarMukhtar-namehباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 58
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

