شمارهٔ 49
Poet: Attar
Toggle stanza 1شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
در آتشِ سوزنده به جان پیوستم
چون هر نفسم به گاز سر میفکنند
بر پای که سر نهم که گیرد دستم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
المنةالله که به تو پیوستم
وز سلسلهٔ بند فراقت رستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1142
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1168
بالای سر ار دست زند دو دستم
ای دلبر من عیب مکن سرمستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1172
بر میکده وقف است دلم سرمستم
جان نیز سبیل جام میکردستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1179
تا ظن نبری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1198
میپنداری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1357
فرمان تو آمد و ز جا برجستم
می خواندم و اسباب سفر می بستم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 115
عمری به هوس نخل معانی بستم
گفتم که مگر ز هر حسابی رستم
AttarMukhtar-namehباب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدنشمارهٔ 10
چون در ره دین نیامدی در دستم
برخاستم و به کافری بنشستم
AttarMukhtar-namehباب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدنشمارهٔ 11
زان روز که در صدر خودی بنشستم
تا بنشستم به بیخودی پیوستم
AttarMukhtar-namehباب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم استشمارهٔ 41
Sources
Persian text source: Ganjoor

