شمارهٔ 41
Poet: Attar
Toggle stanza 1زان روز که در صدر خودی بنشستم
زان روز که در صدر خودی بنشستم
تا بنشستم به بیخودی پیوستم
دریای عدم شش جهتم بگرفتهست
من، یک شبنم، چه گونه گویم: هستم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
المنةالله که به تو پیوستم
وز سلسلهٔ بند فراقت رستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1142
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1168
بالای سر ار دست زند دو دستم
ای دلبر من عیب مکن سرمستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1172
بر میکده وقف است دلم سرمستم
جان نیز سبیل جام میکردستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1179
تا ظن نبری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1198
میپنداری که از غمانت رستم
یا بیتو صبور گشتم و بنشستم
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1357
فرمان تو آمد و ز جا برجستم
می خواندم و اسباب سفر می بستم
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 115
عمری به هوس نخل معانی بستم
گفتم که مگر ز هر حسابی رستم
AttarMukhtar-namehباب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدنشمارهٔ 10
چون در ره دین نیامدی در دستم
برخاستم و به کافری بنشستم
AttarMukhtar-namehباب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدنشمارهٔ 11
شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
در آتشِ سوزنده به جان پیوستم
AttarMukhtar-namehباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمعشمارهٔ 49
Sources
Persian text source: Ganjoor

