Toggle stanza 1
جانا! ز همه جهان نشستم برتر
1

جانا! ز همه جهان نشستم برتر

سربازان را چو دیده هستم در خور

2

در باز کن و ببین که هستم بر در

وز دستِ سرِ زلفِ تو دستم بر سر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

دور از رخت ای سنگدل سیمینبر

لم یبق من الوجود عین و اثر

JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 49

چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر

در ماتمشان کبود پوشید مگر

JamiDivan-e AshʿarRubaiyatشمارهٔ 50

چون حاصلِ آدمی درین جایِ دودَر

جز دردِ دل و دادنِ جان نیست دگر

KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)درد زندگی [25-16]رباعی 23

وقت سحر است خیز ای طرفه پسر

پر بادهٔ لعل کن بلورین ساغر

KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 110

چرخا! فلکا! نه عقل داری، نه بصر

هرگز نکنی به حالِ آزاده نظر

KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات محتملشمارهٔ 26

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر

ترسنده، ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر

RudakiRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 14

آن کس که ترا دیده بود ای دلبر

او چون نگرد بسوی معشوق دگر

RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 868

اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر

طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر

RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 871

ای آنکه دلت باید بر وی مگذر

زاهد شو و از چشم به خوبان منگر

RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 873

ای دلبر عیّار دلِ نیکوفر

از جملهٔ نیکوان توی نیکوتر

RumiDivan-e ShamsRubaiyatرباعی شمارهٔ 876

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…