Toggle stanza 1
چون برفکنند از همه چیزی سرپوش
1

چون برفکنند از همه چیزی سرپوش

چون دیگ درآید همه عالم در جوش

2

چون مینتوان کرد به انگشت نشان

انگشت به لب باز همی دار خموش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

در کارگهِ کوزه‌گری بودم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)ذرات گردنده [73-57]رباعی 73

در کارگه کوزه‌گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 117

در کارگهِ کوزه‌گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه، گویا و خموش

KhayyamRubaʿiyat-e Khayyam be Pazhuhesh-e Sayyid ʿAli Mir-Afzaliرباعیات اصیلشمارهٔ 12

مرغان رفتند بر سلیمان بخروش

کاین بلبل را چرا نمی‌مالی گوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1005

با پیر خرد نهفته میگویم دوش

کز من سخن از سر جهان هیچ مپوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1021

تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش

چون پوشیدی ز هر بلائی مخروش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1028

دانم که برای ما نخفتی همه دوش

بر صفهٔ سرد با یکی بالاپوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1033

در حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوش

میخانه درون کشیدم از خم سر جوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1035

دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش

می بی‌لب نوشین تو کی گردد نوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 1038

از آتش تو فتاده جانم در جوش

وز باده تو شده است جانم مدهوش

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 997

Sources

Persian text source: Ganjoor